زیارت عاشورا
نیایش - اقلیمـ رهایے

خداوندا من از اعمال خود بسیار می ترسم
نمی ترسم زکس از زشتی کردار می ترسم

 هزاران بار کردم توبه و از جهل بشکستم

پشیمانم پشیمانم از این رفتار می ترسم
تو فرمودی که شیطان دشمن نوع بشر باشد
خداوندا من از این دشمن غدّار می ترسم
ریا کردم عبادت را ،غلط خوا ندم عبارت را
کنون ازاین عبادتها واین اذکار می ترسم
من اندر خواب و دیو نفس بیدار وخطر نزدیک
به قلبی مرتعش زین فتنه بیدار می ترسم
بود بازار گرم دین فروشی بر سر راهم
خداوندا من از گرمی این بازار می ترسم
عطا کردی خطا کردم وفا کردی جفا کردم
نمی گویم چه ها کردم ولی بسیار می ترسم

 



      

خدایا دین فرستادی عمل که نکردیم!
به ما گفتی اخلاقت این باشه گوش که نکردیم!
گفتی اعتقاداتت این باشه
گفتی بیا با من حرف بزن ما نیومدیم!
گفتی بیا حرف منو گوش کن بازم نیامدیم!
گفتی با من مناجات نمیکنی؟
گفتم نه!
گفتی از بودنت با من خوشحال نیستی؟ گفتم نه!!!
شد یه نیمه شبی به خاطر من پاشی با من حرف بزنی؟
چقدر با دوستات نیمه شبا گفتی و خندیدی
چقدر رمان های عاشقانه خوندی؟
گفتی ادعونی استجب لکم!
هیچی نگفتم!
الان میگم: الهی العفو.. یا ارحم الراحمین.



      

این همه خوشبختی رو مدیون تو هستم خدای گلم...
این همه دلدادگی ؛ این همه پروانگی ...
واسه اینه که عاشق تو ام...
تویی که سیئات را به حسنات تبدیل میکنی...
عاشقتم.. مهربون!

VAHIDZARE.IR
INSTAGRAM: @VAHIDZARE.IR



      

عبدآلوده منم کزچشم یار افتاده ام

بس خطاکردم ز اوج اعتبار افتاده ام

توبه هایم را گناهانم خرابش میکند

میو? خامم که باز از شاخسار افتاده ام

کاروانِ عشق شبهای دعا در رفتن است

من ولیکن گوشه ای از ره گذار افتاده ام

از در خویشم مران،جانِ علی،جانِ حسین

دل پریشانم که دست روزگار افتاده ام

کـربلایم را بیـا امشب دگـر امضـا بـزن

خسته گردیدم زبس زار و نزار افتاده ام

سروده وحید دکامین



      

خدایا من به یادت هستم و تو را میخوانم...راستی خدایا...
کاش تو آن درخت سبزی بودی که با گشودن پنجره و دیدن تو دلشاد می شدم...
اما نه در پاییز و زمستان درختان سبز نیستند.
پس شاید تو را از یاد ببرم
کاش تو آن آسمان آبی بودی که با دیدن تو به آرامش میرسیدم...
اما نه آسمان گاهی ابری و دلگیراست.پس نمی خواهم تو را دلگیر ببینم.
کاش تو آن خورشید بودی که با نور خود به روحم گرما و روشنایی می بخشیدی
اما نه کاش تو آن گل یاس سفیدی بودی که با بوییدنش لبخند بر لبانم می نشست...
اما نه گل یاسروزی پرپر می شود و تنها عطرش باقی می ماند.
پس بگذار آخرین آرزوهاییم را برایت بگویم کاش تو همان اتاق آسمانی من بودی که همیشه
در کنارت باشم و همیشه در تو محبوس باشم آنگاه هرگز تو را فراموش نخواهم کرد و همیشه
عطر گل یاس تو در اتاقم خواهد پیچید...
خدای من از صمیم قلب دوستت دارم.



      

به نام تو..
تویی که مهربانی و بر بنده ی ضعیف آلوده لطف میکنی...
تویی که یادت آرام بخش دلهای بیقرار ماست!
تویی که یقین به بودنت داریم و گاهی باز شیطان قرینمان میشود!
به نام خدایی که پس از ناامیدی آدم امید میشود!
تو که مهربانترین مهربانانی ببخش بر ما...
گناهان لسانی ما را!
آخر تو دوستدار توبه کنندگانی و ما توبه کار!
مگر نه اینست که در قرآنت گفتی:
انی احب التوابین!
پس حالا که تو آنگونه هستی که من میخواهم
مرا آنگونه کن که تو میخواهی
خدایا روزگار این روزهایمان سپید نیست!
ما آدمها گاهی بد میشویم و غافل از تو!
در این غفلت گناهانی شده که هیچ حیوانی آن را انجام نمی دهد!
خدا پس روزگار مان را سپید کن!
ببخش که ما برای همه ی گناهانمان دلیل میتراشیم!
الهی العفو.. الهی العفو.. الهی العفو..



      

سلام آقا
آشوبم ؛ آرامشم تویی...
تو فقط اخم نکن کمی لبخند بزن!
میدانم... دلت خون است.
رهبری



      

خدایا اگر تو دست مرا بگیری هیچکس مرا دست کم نمیگیرد!

خدا



      


ای بنده بیا ساکن میخانه ما باش
ما شمعِ تو گردیم و تو پروانه ما باش

تا چند خوری باده ز پیمانه اغیار
پیمان بشکن ، طالب پیمانه ما باش

از عشق مجازی نشود کامِ تو حاصل
از عشق بتان بگذر و دیوانه ما باش

بیگانه شو از دیده که نادیده بـبـینی
بیزار تو از دیده بیگانه ما باش

باز است درِ رحمت ما رحم به خود کن
در دام نیفتاده بیا دانه ما باش

این کهنه خرابات چرا می کنی آباد؟
بگذر تو ز آبادی و ویرانه ما باش

یک عمر شدی خانه به دوش هوس و آز
یک ماه بیا معتکف خانه ما باش

هر در که زدی دستِ رد آمد به جوابت
پس منتظر پاسخ جانانه ما باش

ژولیده مشو ریزه خورِ سفره اغیار
مهمانِ منی ، بر سر پیمانه ما باش



      

یکی که دلش شکسته ؛ گوشه ی خونه نشسته
دخیل دردهاشو بسته ؛ عاشق دلخسته
نشون به این نشونه... هنوز صداشو به تو میرسونه
ببین ؛ دلم خونه!
منتظر یه اشاره ام
هرچی که دارم بزارم!
دلمو زیارت بیارم
منی که آوارم
دلم اگه بی قراره
چشام اگه هی میباره
ولی دلم غم نداره
آقام دوستم داره
خدا شاهده برای امام جونمو میدم!
میدونم رو سیام
من اگه بی وفام
ولی عشقم اینه
عاشق این آقام!
میشه شاهی کنی؟ منو راهی کنی
هرکی حاجت روا شد گدا اومد! پادشاه شد...
دیگه بهتر از این بلد نیستم آقا ببخش...
خوردم آقا دونه ات که شدم دیوونه ات...



      
   1   2   3      >




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]