دعای عظم البلا عفاف - اقلیمـ رهایے

قدرت بعضی چیزها خیلی معلوم است،مثل آهن!
یک بار میشود شمشیر سر می اندازد، یک بار میشود چرخ دنده صنعت راه می
اندازد.یک بار می شود اسلحه،قلب را از کار می اندازد.اما تاثیرش عمیق نیست.
قدرت بعضی چیزها معلوم است، مثل کاغذ!
یک بار می شود کتاب مغز را به تکاپو می اندازد،یک بار می شود روزنامه جامعه
را به تکاپو می اندازد.یک بار می شود اسکناس و دلار قلب ها را به تکاپو می اندازد.
با این حال هنوز هم تاثیرش ماندگار نیست.
اما بعضی چیزها قدرتشان محسوس نیست،مثل پارچه!
یک روز لباس گرم می شود و انسان را از سرما و مرگ نجات می دهد.
یک روز دامن کوتاه می شود و تمدن عظیم اسلامی را در آندلس به یغما می برد.
یک روز چادر می شود و بیخ گلوی استعمار را می گیرد!
احساس غرور می کنم که تو چادری هستی...
ان شا الله محجبه بمانی برای همیشه.



      

رخ زیبای آسمانی ات را ،
مراقب باش گرد گناه زود میگیرد...
آنوقت است مجبوری دست به دامن آرایش شوی...

کودک چارقد



      

لا اقل وعده بده بلکه دلم شاد شود

من خراب تو ام ای خانه ات آباد شود...

انتظار شهید



      

   زهرا مامان بیا صمیمی باشیم  ---  مثل دو تا دوست قدیمی باشیم
   بیا با هم حرف بزنیم بخندیم  ---  در رو به روی غصه ها ببندیم
            درسته دختر خوبه دلبر باشه  ---  تو خوشگلی از همه کس سر باشه
    جلوه تو ذات دختره می دونم  ---  کار خداست مقدره می دونم
    همه می گن دخترا برگ گلن  ---  دادش میگه البته یه کم خلن
چسب روی دماغ یعنی که زشتن  ---  به فکر خط خطی سرنوشتن
پشت این رنگ و روغنا دروغه  ---  پشت اینا یه طرح بی فروغه
         مردا میگن که خوشگلا نجیبن  ---  راستش و بخوای دخترا مثل سیبن
سیب زمین افتاده بو نداره  ---  رهگذر هم پا رو دلش می ذاره
سیب های روی شاخه چیدن دارن  ---  از دست باغبون خریدن دارن
بهار خانوم دل نگرون توام  ---  دلواپس روز خزون توام
حالا که می خوای بری توی خیابون  ---  خودتو بگیر چراغ نده تو میدون
وقتی که حوا پا گذاشت تو عالم  ---  به دو می خواست بره به سمت آدم
زد تو سرش فرشته گفت: حاج خانوم  ---  چه میکنی فردا با حرف مردم
روتو بگیر با این لپای داغت  ---  بشین بذار آدم بیاد سراغت
آره مامان اینم حرف کمی نیست  ---  حجب و حیا قصه مبهمی نیست
این روسری یعنی که تو نجیبی  ---  شکوفه معطر یه سیبی
این روسری پرچم اعتقاده  ---  نباشه گلبرگها اسیر باده
زلفاتو از روسری بیرون نذار  ---  چشمای هیز و سمت زلفات نیار
مردای خوب پرده دری نمی خوان  ---  عشقای لوس سرسری نمی خوان
باید بدونی زندگی بازی نیست  ---  توهم قرص های اکستازی نیست
اونهایی که پلاس کافی شاپن  ---  احساسات دخترارو می قاپن
اونی که می ره پارتی های شبونه  ---  تو کار و بار انگل دیگرونه
مردای خوب کاری و اهل دلن  ---  مردای بد توی خیابون ولن
مردای خوب فقط نجابت می خوان  ---  از زنشون غرور و غیرت می خوان
علاف مو فشن که مرد نمیشه  ---  تا لنگ ظهر به رختخواب سیر بشه
مردی که قیچی میزنه به ابرو  ---  از اون نگیر سراغ زور بازو
مردی که بند انداخته مرده؟ نه نیست  ---  برا کسی شریک درده ؟ نه نیست
جوهر مردی نداره ، زغاله  ---  نه مرده و نه زن ؛ تو حس و حاله
برقِ لب و کرم که اومد تو کار  ---  مردونگی برو خدا نگه دار
ابرو کمون خیابونا شلوغن  ---  پر از فریب حرفای دروغن
دوسِت دارم دیونتم ، اسیرم  ---  یه روز اگه نبینمت میمیرم
یک دو روز بعد تو همین خیابون  ---  یه لیلی دیگه ست کنار مجنون
برا کسی بمیر که راستی مرده  ---  جر نزنه ، نپیچه ، برنگرده
بله به کسی بگو که عاشق باشه  ---  تو حرف عاشقونه صادق باشه
یعنی باید شیفته روحت باشه  ---  تشنه چشمه شکوهت باشه
آره گلم سرت رو درد نیارم  ---  ای لوده بازی ها رو دوست ندارم
گیس طلایی به چشماشون زل نزن  ---  با فوکلات به دستاشون پل نزن
همپای دخترای بد راه نرو  ---  با چشم باز مامان توی چاه نرو
سید زهرا شایگان



      

حــــواســــت بــاشــــد....
داریم جایی "زنـدگـــی" میکنیم کـه: هرزگی "مــــــد" اســت
بی آبرویــی "کلاس" اســـت
مســـــتی دود "تفـــریــح" اســـت
رابطه با نامحرم "روشــن فکــری" اســت
گرگ بــودن رمـز "موفقیت" اســـت
بی فرهنگی "فرهنگ" است
پشت کردن به ارزش ها و اعتقادات ، نشانه "رشد ونبوغ" است
خدایا ممنون که نه باکلاسم نه روشنفکر ونه...
فقط تو رو میخواهم و بس...
برگرفته از فید های:
خانم محیا صادقی ؛ مازندران



      

سال 58 تصمیم به عقد رسمی گرفتیم.مادرم مهر را بالا گرفته بود تا حداقل یک چیز از این ازدواج از دید آنها غیر معمول بود شبیه بقیه مردم شود! اگر چه هیچ کداممان موافق نبودیم ولی اسماعیل گفت: تا اینجا به اندازه کافی دل مادرت را شکسته ایم! برای من چه فرقی دارد من چه زیاد چه کمش را ندارم! راستی نکند یک بار مهریه ات را بخواهی و شرمنده ام کنی! من هم که نمیخواستم به مادرم بی احترامی شده باشد مهریه پیشنهادی را قبول کردم،ولی همانجا قبل از اینکه وارد سند کنند به اسماعیل بخشیدم.
همسر شهید اسماعیل دقایقی
منبع : نیمه پنهان ماه4،ص26 و 27



      

نمیدونم نمیدونیم یا خودمونو زدیم به نفهمی!
این کلمات را در گوگل سرچ کنید: زنان ایران باستان

چی پیدا شد؟

تصاویر بی حجاب فتوشاپی از زنان ایران باستان


در نقوش برجسته ی باستانی ما اصلا تصویر زن بی حجاب نداریم!
این عکسا رو از روی یونانی ها کپی کردن!
گل لوتوس + چند موتیف هنری ایران باستان را هم همراهش کردن باور کنی!
نوشتن ملکه ی ایران در زمان هخامنشی!
نکنید این کارا رو تن پادشاه های باستان رو توی گور نلرزونید ؛ اونا غیرت داشتن!

توی نقوش برجسته بر تن اسرا و یاغی های دستگیر شده شلوارهای تنگ و کوتاه میپوشاندند!
برای خفت و خاری... چه برسه به ساپورت که بدن نما هم هست!

اشراف زادگان حتی مردها شلوار و لباس بلند و گشاد بر تن میکردند!
حتی تا زمان ساسانیان! شلوارهایی گشاد و بلند!
البسه ی تنگ و کوتاه مخصوص اسرا و بدبختهای امپراطوری بوده...

از ما گفتن بود میخوای باور کن میخوای نکن! تحقیق کن...



      

با حجاب بودن بی کلاسی نیست...
اتفاقا برعکس...
خدا تو قرآن می فرماید بی حجابی عقب افتادگی و بی کلاسیه!
«ولاتَبَرُّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلیَّة الاُولی»
مثل زنان جاهلیت گذشته خودآرایی نکنید.(سوره نور/33)
خود دانی خواهرم دختر ایرانی مادر آینده!



      

حجاب
حجاب کامل همان چادری بود که پشت در خانه سوخت اما از سر فاطمه س نیفتاد...



      

 هیچ مرد و زنی نسبت به خود، در ابتدای ازدواج، امکانات کامل نداشتند یا از صفر و یا نزدیک به صفر شروع کرده‌اند. ما هم باید همین نگاه و درخواست را از یک جوان داشته‌باشم. در خیلی از جلسات که بحث مالی مطرح می‌شود از والدین سؤال می‌کنم: شما وقتی که ازدواج کردید آیا این درآمدی که الآن بدست می‌آوری؛ در ابتدای ازدواج کسب می‌کردی؟ یا درآمد تو بسیار کمتر از این بود؟
حال چگونه توقع داری، جوانی‌که در آغاز راه است، همه امکانات رفاهی را در اختیار داشته‌باشد. کسی نمی‌گوید مسائل مالی مهم و لازم نیست. اما این تفکر و فرهنگ که فقط با وجود شغل و اموال آن‌چنانی می‌توان ازدواج کرد، صحیح نیست. مسأله دیگری که حائز اهمیت می‌باشد، مدیریت کردن زن و مرد در محیط زندگی است. خیلی از جوانان و خانواده‌ها درآمد کافی دارند، اما فاقد «عقل معاش» هستند. یعنی مدیریت اقتصادی ندارند، بلد نیستند چگونه خرج کنند.
اکثر جوانان چه پسر و چه دختر، عقل معاش ندارند. گرچه تلویزیون گاهی درباره مصرف بهینه برق، آب و گاز، اطلاع‌رسانی انجام می‌دهد، اما مصرف بهینه باید در همه امور جریان داشته‌باشد. مثلا غذایی که در منزل پخته می‌شود، 50درصد نسبت به غذای بیرون تفاوت قیمت دارد. به‌جای این که ماهانه صدهزار تومان از بیرون غذا تهیه شود، زن و شوهر می‌توانند با کمک یکدیگر با نصف قیمت، همان غذا را آماده کنند. علاوه‌بر این‌که هزینه‌ها کاهش می‌یابد، غذای سالم‌تری هم مصرف خواهند کرد. گرچه این موضوع، مباحث زیادی را هم در بر دارد. ولی اگر مدیریت معاش به‌خوبی انجام شود، یک لذت خاصی هم برای زن و شوهر به‌همراه دارد و ضمن کار کردن در کنار یکدیگر، انس و الفت بیشتری باهم خواهند داشت. اما اگر غذا از بیرون تهیه شود و هزینه زیادی هم بابت آن پرداخت شده‌ باشد، ممکن است همین موضوع بهانه ای برای درگیری باشد. مثلا مرد بگوید؛ بخاطر تنبلی شما (زن)، این‌همه هزینه شده است و در مقابل، زن
نیز در مقابل شوهر، موضع‌گیری انجام دهد.
من به یک پدر گفتم: شما چقدر به فرزندت کمک می‌کنی؟ گفت فلان مقدار. گفتم، شما فرض کن فرزندت هنوز ازدواج نکرده و در خانه توست؛ همین خرجی که در دوران مجردی به او می‌دادی،‌ بعداز ازدواج نیز به او اهدا کن. با این تفکر،
والدین می‌توانند تا حدودی مشکل مالی جوانان‌را رفع نمایند.
مورد دیگر این‌است که متأسفانه جوانان امروز خیلی تنبلی می‌کنند. فقط دوست دارند که در ادارات پشت میز نشسته و کار کنند و نسبت به کارهای سخت، رغبتی نشان نمی‌دهند. من معتقدم الآن، بزرگتر‌ها بیشتر از کوچکتر‌ها زحمت
می‌کشند. کوچکتر‌ها عادت به خوردن و خوابیدن پیدا کرده‌اند.
مع‌الاسف باید گفت؛ خیلی از دخترهایی که ازدواج می‌کنند چنین هستند. پسرهایی مراجعه می‌کنند و می‌گویند که خانم من یک غذای ساده نمی‌تواند درست کند. دختری که در سن بیست تا بیست و پنج سالگی است چرا نباید یک غذای معمولی درست کند!
در نتیجه چنین خانواده‌ای غذای مصرفی خود را باید از بیرون تهیه کند و مخارج زندگی آن‌ها چند برابر خواهد شد.
بنابر این زوجین، بخش مهمی از ساماندهی خانواده‌را به دوش دارند که باید با تلاش بی‌وقفه خود، مهارت‌های تغذیه، مهارت‌های اقتصادی،‌اخلاقی و معنوی را در خانواده افزایش دهند.
متأسفانه مهارت‌های معنوی در بسیاری از خانواده‌ها کمرنگ شده است.
آیات، روایات و اعمال سفارش شده‌ای وجود دارد که با انجام آن می‌توان فوائد زیادی را کسب کرد. مثلا اعمالی در منابع اسلامی وجود دارد که با انجام آن، روزی انسان زیاد خواهد شد. مثلا گناه، عامل کاهش رزق و روزی انجام‌دهنده آن
است. زوجی که موسیقی گوش می‌دهند، به نماز بی‌توجهی می‌کنند، قرآن نمی‌خوانند، بی‌احترامی به بزرگ‌تر‌ها می‌کنند، بی‌ادبی به والدین انجام می‌دهند؛ نباید انتظار داشته باشند که رزق و روزی آن‌ها زیاد شود. توصیه می‌شود که زوج‌های جوان،‌ نسبت به انجام امور معنوی و عمل دستورات اسلامی حساسیت داشته تا آثار آن ‌را مشاهده کنند.
بارها شده افرادی که مراجعه می‌کنند و مشکلاتی را مطرح می‌‌کنند، می‌گویم هر صبح که از خواب بلند می‌شوی نزد والدین خود برو و ضمن بوسیدن دست آن‌ها، درخواست کن برایت دعا کنند. در روایت نیز وارد شده که دعای والدین روزی‌را زیاد می‌کند. خواندن قرآن، توجه به نماز و... رزق روزی را زیاد می‌کند. در نتیجه خلأهای ارتباط معنوی باعث شده که انسان در تنگنا قرار گیرد. مشکلاتی که با انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات می‌توان آن‌ها را دفع و رفع نمود. منابع:  استفاده از متون پژوهشگران و اساتید مشاوره حوزه علمیه.



      
   1   2      >




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]